Saturday, January 01, 2005

یک چند به کودکی به استاد شدیم
یک چند به استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسید
از خاک در آمدیم و بر باد شدیم

************************

هر یک چندی یکی بر آید که منم
با نعمت و با سیم و زر آید که منم
چون کارک او نظام گیرد روزی
ناگه اجل از کمین بر آید که منم

************************

آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی
معذوری اگر در طلبش می کوشی
باقی همه رایگان نیرزد هشدار
تا عمر گرانمایه بدان نفروشی

هر کدام از این شعرها غیر از اینکه خیلی گوش نواز هستند ، از نظر معنی هم جالب هستند برایم . مخصوصا شعر دوم به نظرم طنزناک ترین شعر خیام می آید و خیلی پر معنی . شعر سوم هم کمکم می کند که زیاد کار پیدا کردن را جدی نگیرم که خیلی نگران شوم و به قولی از ترس فلج . اولین شعر هم که منو آروم می کنه که زیاد سخت نگیرم اگه نتونستم حالا حالاها ادامه تحصیل بدم . خوب بود استفاده من ازشعر عارفی که صدها سال پیش زندگی می کرده برای زندگی در قرن بیست و یکم؟!

0 نظرات دیگران:

120px